تبليغاتX
اندکی صبر سحر نزدیک است ...

اندکی صبر سحر نزدیک است ...

سال ها انتظار

سالها در برف پوسيدند اين تقويم ها

آه! بعد از تو زمستان ريخت روي خانه ها

من به تو هر وقت انديشيده ام، چرخيده اند

مست تر، ديوانه تر در مغز من پروانه ها

تو، بهاري، آفتابي، هر چه هستي، گفته اند:

جمعه اي مي آورندت جاده ها بر شانه ها

زنده ام تا نام تو مثل نسيمي ميوزد

لابه لاي سطرهاي خسته افسانه ها

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جواد  | 

هر که دارد سر همراهی ما بسم الله

       به نام خداوندي كه صبر را آفريد تا همنورد لشكر غم باشد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جواد  | 

صبر تا کی ؟

 

الا اي که دلها نهان مي ربايي كجايي، كجايي، كجايي، كجايي؟

ميان من و بزم وصل تو تا كي جدايي، جدايي، جدايي، جدايي؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جواد  | 

مناجات سحر

از طلعت زیبای تو گر پرده برافتد...ماه از نظر مردم صاحبنظر افتد

گر پیش رخت گل بزند لاف نکویی...از شاخه به یک جنبش باد سحر افتد

در باده عشق تو ندانم چه اثرهاست...کز خویش هرآنکس که خورد بی خبر افتد

با کام هوس هرکه ره عشق تو پوید...با هر قدمی مرحله ای دورتر افتد

ای حجت ثانی عشر ای مهر جهانتاب...از طلعت زیبای تو کی پرده برافتد؟

گر دیدن روی تو به مرگ است میسر...با شوق دهم جان که به رویت نظر افتد

از فخر زنم طعنه بر افلاک چو گردی... از رهگذرت بر من بی پا و سر افتد

ای منجی عالم ستم و جور شد از حد...بارآ که ز دست متعدی سپر افتد

پر مظلمه شد دهر بیا تا شجر عدل... در سایه جانپرور تو بارور افتد

گر قوت دل منتظران خون جگر شد...غم نیست چو وصل تو بخون جگر افتد

ای منتقم خون شهیدان ره حق...مپسند که خونهای مقدس هدر افتد

گویند دعای سحری راست اثرها...لطفی که دعاهای «وفا» کارگر افتد

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جواد  | 

زمان موعود

رجعت در لغت به معنی بازگشت و در اصطلاح گروهی از مومنان خالص و عده ای منافقان فاجر پیش از قیامت به این جهان است.اعتقاد به رجعت از باورهای مسلم و تردیدناپذیر شیعه است که بر آیات قرآن و احادیث معصومین علیه السلام استوار می باشد. (1)
رجعت در دوران حکومت موعود آخرالزمان اتفاق خواهد افتاد و خداوند عده ای از مردگان را با همان اندام و صورتی که بودند زنده کرده و به دنیا برمی گرداند. به گروهی از آنان عزت می دهد و گروهی را ذلیل خواهد کرد و حق مظلومان را از ستم گران می گیرد. وقتی قائم قیام کرد خداوند همه اذیت کنندگان به مومنین را زنده می کند تا به مجازات دنیوی برسند و دادگری مومنان به ظهور می رسد (2)دلایل عقلی اعتقاد به رجعتعلامه سید محمدحسین طباطبایی(ره) در تفسیر شریف المیزان، ذیل تفسیر آیه 210-208 به مساله رجعت و اعتقاد شیعه بدان و نظر عقلی مخالفان آن اشاره کرده با دلایل عقلی به رد نظریه مخالفان می پردازد از جمله می گوید: چیزی که از قوه به فعلیت درآمده دیگر محال است بالقوه شود، مطلبی است صحیح ولیکن قبول نداریم که مساله مورد بحث ما از این باب باشد برای این که مورد فرض او با مورد فرض ما مختلف است، مورد فرض او کسی است که عمر طبیعی خود را کرده و به مرگ طبیعی از دنیا رفته باشد که برگشتن او به دنیا مستلزم آن امر محال است و اما مرگ ''اخترامی'' که عاملی غیرطبیی از قبیل قتل و یا مرض باعث آن شود. برگشتن انسان بعد از چنین مرگی به دنیا مستلزم هیچ محذور و اشکالی نیست چون ممکن است بعد از آن که به مرگ غیرطبیعی از دنیا رفته و در زمانی دیگر مستعد کمالی شود، که در زمانی غیر از زمان زندگی موجود و فراهم باشد و بعد از مردن دوباره زنده شود تا آن کمال را به دست آورد.و یا ممکن است اصل استعدادش مشروط باشد به این که مقداری در برزخ زندگی کرده باشد چنین کسی بعد از مردن و دیدن برزخ دارای آن استعداد می شود و دوباره بدنیا برمی گردد که آن کمال را به دست آورد که در هر یک از این دو فرض مساله رجعت و برگشتن به دنیا جایز است و مستلزم محذور محال نیست، این گفتاری خلاصه و فشرده بود درباره مساله رجعت.(3)آیات رجعت در قرآن و روایات ائمه (ع)از جمله آیاتی که در قرآن به مساله رجعت دلالت دارد آیاتی چون ''و یوم نحشر من کل امه فوجا ممن یکذب بایانتا'' (نمل 831) و آن روز که از هر امتی گروهی از کسانی را که آیات ما را تکذیب کرده محشور می گردانیم پس انان نگاه داشته می شوند تا همه به هم بپیودند. همچنین آیه ''ام جستم ان تدخلوا الجنه و لما یاتکم مثل الذین خلوا من قبلکم'' (بقره 214)، آیا پنداشتید که داخل بهشت می شوید و حال آن که دچار سختی و زیان شدند و به (هول و) تکان درآمدند تا جایی که پیامبر (خدا) و کسانی که با وی ایمان آورده بودند گفتند: یاری خدا کی خواهد بود؟ هشدار که یاری خدا نزدیک است.این آیه می فهماند آنچه در امت های گذشته رخ داده در این امت نیز رخ خواهد داد و یکی از آن وقایع مساله رجعت و زنده شدن مردگانی است که در زمان ابراهیم و موسی و عیسی و عزیز و ارمیا و غیر ایشان اتفاق افتاده باید در این امت نیز اتفاق بیفتد. (4)همچنان که رسول خدا (ص) هم کلامی دارند که به طور اجمالی این مفهوم را می فهماند: به آن خدایی که جانم به دست اوست که شما مسلمانان با هر سنتی که در امت های گذشته جریان داشته رو به رو خواهند شد و آن چه در آن امت ها جریان یافته مو به مو در این امت جریان خواهد یافت به طوری که نه شما از آن سنت ها منحرف می شوید و نه آن سنت ها که در بنی اسرائیل بود شما را نادیده می گیرد. (5) آیاتی چون آیه 10 سوره مومن و آیه 260 سوره بقره و آِه 6 اسرا از دیگر آیات مبین مساله رجعت هستند. از جمله روایات دیگر رجعت، روایتی است از حضرت امام صادق (ع) که می فرماید: هنگام رجعت کسانی که مومن خالص و کافر خالص هستند زنده می شوند و به دنیا برمی گردند. (6)در مورد حضرت ولیعصر(عج) نیز آمده است: در روز ظهور عده ای از ظالمان به اذن خدا از قبورشان زنده می شوند و مجازات می شوند از این رو، حضرت را یگانه منتقم خون سالار شهیدان امام حسین (ع) خوانده اند و در دعای ندبه آمده است: ''این الطالب بدم المقتول بکربلا این المنصور علی من اعتدی علیه و افتری...''. کجاست طالب خون حسین (ع) که در کربلا کشته شد؟ کجاست آن یاری شده تا یاری کند کسانی را که حقشان پایمال شده است.رجعت کنندگاندر مورد کسانی که در دوران حکومت جهانی موعود آخرالزمان رجعت خواهند کرد دو دسته روایت نقل شد. دسته اول به طور کلی از کسانی یاد می کند که یا کافر خالصند و یا مومن خالص از این رو می توان نام بسیاری را در آن میان جای داد اما در مورد دسته سوم روایات که شخصاً نام افراد ذکر شده است طبق روایات، پیامبران، حضرت اسماعیل و حضرت رسول اکرم (ص) امیرالمومنین (ع) امام حسین (ع) سایر امامان معصوم (ع) و جمعی از اصحاب یا وفای پیامبر اسلام چون سلمان، مقداد، جابربن عبدالله انصاری، مالک اشتر، مفضل بن عمرو نیز اصحاب کهف و برخی دیگر رجعت می کنند.نخستین رجعت کننده در روزگار ظهور حضرت ولیعصر (عج)، حضرت امام حسین (ع) است. امام صادق (ع) می فرماید: نخستین کسی که زمین برای او شکافته می شود و به روی زمین رجعت می کند، حسین بن علی است و به قدری حکومت می کند که از کثرت سن ابروهایش روی دیدگانش می ریزد. (8)رجعت امام حسین در روزگار ظهور قائمیکی دیگر از اصول مسلم و قطعی که شیعه بدان معتقد است این است که امام را امام غسل می دهد این برگرفته از حدیث امام رضا (ع) است که می فرماید: امام را جز امام غسل نمی دهد (9). بنابراین باید یکی از امامان رجعت نموده مراسم تغسیل و خاکسپاری امام عصر (عج) را بر عهده بگیرد که طبق روایات رسیده امام حسین(ع) این مهم را انجام می دهند.در تفسیر عیاشی ذیل آیه شریفه ''ثم رددنا لکم الکره علیهم (اسراء/6)'' از امام صادق نقل شده است که: مقصود از زنده شدن دوباره امام حسین (ع) و هفتاد نفر از اصحابش در عصر امام زمان (ع) است، در حالی که کلاه خودهای طلایی بر سر دارند و به مردم رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسین (ع) را اطلاع می دهند تا مومنان به شک و شبهه نیفتند و این در حالی است که حضرت مهدی (ع) در میان مردم است.هنگامی که همه مومنان، امام حسین (ع) را شناختند و تایید کردند که او حسین (ع) است مرگ حضرت مهدی (ع) فرا خواهد رسید و دیده از جهان فرو می بندد. آنگاه امام حسین (ع) وی را غسل و کفن و حنوط می کند و به خاک می سپارد که هرگز امام را جز امام غسل نمی دهد. (10)پس از شهادت امام زمان و تدفین ایشان، امام حسین (ع) عهده دار حکومت جهانی ایشان می شوند و به قدری حکومت می کنند که گفته شده است، از کثرت سن ابروهایش روی دیدگان مبارکش را می پوشاند تا اینکه روز قیامت و رستاخیز فرا رسد.منابع: 1- یک پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (عج) علیرضا رجالی تهرانی، ص257.2- حضرت مهدی (عج) فروغ تابان ولایت، محمد محمدی اشتهاردی، ص 119 و 117.3- تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج2، ص61-160.4- همان، ص 161.5- بحارالانوار، ج53، ص127.6- اثباه الهداه، ج7، ص157.7- الزام الغاصب، شیخ علی یزدی حائری، ج2، ص360.8- بحارالانوار ج53، ص46.9- اصول کافی، کلینی، ج1، ص384.10- تفسیر عیاشی، ج2، ص281.

.‏

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جواد  | 

السلام علیک یا بقیه الله فی الارض

خواهم كه خاك راه شوم زير پاي تو                                تا ذره ذره ام گيرد همه هواي تو

آيم چو گرد بر سر راه تو اوفتم                                     شايد كه بوسه اي بر بايم ز پاي تو

جان صد هزار كاش بود هر دمي مرا                              تا جمله را نثار كنم از براي تو

خوش آن دمي كه سوي من آئي زروي لطف                      تا جان زمن طلب كني و من لقاي تو

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جواد  | 

زمبن در انتظار تو

 

آخرين برگ سفر نامه باران اين است كه زمين چركين است !!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جواد  | 

براي ظهورم دعا كنيد

به هر حال يكي از آثار اين سفر و تحقيق اين بود كه دوستان مرحوم عبدالسلام حر به من گفتند:
<نامه حضرت ولي عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف با جمله‌ي: <انا المهدي المنتظر ...> شروع شده و جناب "عبدالسلام رحمه`‌الله عليه" براي آن‌كه نامه حضرت را به عموم شيعيان نشان بدهد و به آنان ياد آور شود كه امام زمان عليه‌الصلوه` والسلام در بين ما شيعيان رفت و آمد دارند و از احوال ما بي‌خبر نيستند، ابتدا اصل نامه حضرت را كه با جمله‌ي <انا المهدي المنتظر ...> شروع مي‌شود، در يك كاغذ بزرگتر چسبانده و سپس بالاي آن برگه بسم‌الله الرحمن الرحيم و آيه شريفه: <و قل اعملوا فسيري الله عملكم و رسوله و المؤمنون> و جمله‌ي صدق الله العلي العظيم را نوشته است و لذا اگر قدري دقت كنيد در تصوير فتوكپي نامه قسمتي كه اصل نامه حضرت است بريده شده و روي آن برگه چسبانده شده و با كمي دقت مشخص مي‌شود كه نوع خط اين قسمت با بالاي صفحه كمي متفاوت است، لذا آن دوست عزيز و دانشمندمان كه از روي نامه حضرت نسخه برداري كرده بود و حتي بقيه دوستان و خود من تا موقعي كه به لبنان نرفته بودم نمي‌دانستم كه قسمت بالاي نامه خط جناب عبدالسلام رحمه`‌الله عليه است، زيرا آن مرحوم مي‌خواسته در اسرع وقت نامه را به روِيت شيعيان برساند و به آنان تذكر دهد كه از آقا و مولايتان غافل نباشيد كه آن حضرت در ميان ما حضور دارند، همان‌طور كه مرحوم شيخ صدوق در كمال الدين روايت فرموده است كه امام صادق عليه‌السلا‌م فرمودند:‌ <امام زمان عليه‌السلام شما در زمان غيبت در بين مردم به طور ناشناس رفت و آمد دارند، در بازارهايشان راه مي‌روند و بر فرش‌هايشان مي‌نشينند>.
در پايان ضمن تشكر فراوان قلبي از حجت الا‌سلا‌م و المسلمين جناب حاج آقاي رفيعي دام‌عزه خاطر نشان مي‌سازيم كه جناب آقاي رفيعي دام‌عزه فرمودند آن‌چه را در اين مصاحبه درباره‌ي نامه فوق گفتم، در كتاب ملاقات با امام عصر عليه‌السلام چاپ جديد به طور مشروح منعكس كرده‌ام كه خوانندگان محترم مي‌توانند در آن‌جا هم مطلب را ملاحظه بفرمايند.
 

جهت مشاهده روي آن كليك كنيد .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جواد  | 

مشخصات امام عصر (عج)

 

نام: م - ح - م - د .

پدر: امام حسن عسكرى(ع).

مادر: نرجس

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.

شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست .

زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.

زادگاه: شهر سامراء.

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.

نمايندگان: چهار نفر از شخصيّت هاى شيعه به نامهاى:

1 ــ ابو عمرو ، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى ، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام.

2 ــ فرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعيد ، در گذشته 304.

3 ــ أبوالقاسم ، حسين بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته 326.

4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته 329.

محل اقامت نامبردگان بغداد ، و كليّه امور شيعيان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.

نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت كبرى: كسيكه فقيه خويشتن دار ، مخالف هواى نفس ، و فرمانبر امر خداوند باشد ، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى كنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّت اند ، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد.

هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از كسى جز او سخن نگويند.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت ( تعهّد مردم در پيروى از امام ): مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.

نشانى: فرشته اى از بالاى سر او فرياد مى زند: اين مهدى است ، او را پيروى كنيد.

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).

شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد.

مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ  مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ .

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جواد  | 

حضرت مهدى (عليه السلام) در احاديث قدسى


 

1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مى آورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مى سازم.

               و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مى دهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مى كشانم، و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخيره هاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مى سازم.

               و با اراده خود او را بر نهانى ها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مى گردانم و با فرشتگان خود او را يارى مى رسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مى باشد.»([1] [25] )

               2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مى گذرى؟!

               خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مى گيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مى رسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.



 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جواد  | 

علت غیبت

  پیش از پرداختن به اسباب و علل غیبت امام مهدی(عج)، لازم بذکر است: از روایات چنین استفاه می شود که علت و فلسفه واقعی غیبت آن امام بر بشر پوشیده است، و جز خدا و پیشوایان معصوم علیهم السلام کسی نسبت به آن اطلاع کافی و کامل ندارد. چنانکه عبدالله بن فاضل هاشمی روایت کرده که از حضرت صادق(ع) شنیدم می فرمودصاحب الامر غیبتی دارد که ناچار از آن است، بطوری که اهل باطل در آن تردید می کنند. عرض کردم : یابن رسول الله! چرا غیبت می کند؟ فرمود: به علتی که به ما اجازه نداده اند آشکار سازیم. عرض کردم: چه حکمتی در غیبت اوست؟ فرمود: همان حکمتی که در غیبت سفیران و حجتهای پیش از او بوده است، حکمت غیبت قائم ظاهر نمی شود مگر بعد از آمدن خود او، چنان که حکمت سوراخ کردن کشتی توسط خضر و کشتن آن بچه و تعمیر دیوار، برای حضرت موسی(ع) ظاهر نگشت، مگر موقعی که خواستند از هم جدا شوند»1

 این روایت و روایان دیگر مثل این، اشاره دارد که علت واقعی غیبت حضرت را نمی توان گفت و هر سبب و علتی که بیان می گردد، هر چند می تواند علت باشد، اما علت حقیقی نیست.

 اما بعضی از غلل غیبت حضرتش را که می توان با اسناد به روایات ذکر نمود، بدین ترتیب می باشند:

 1ـ امتحان و آزمایش : غیبت آن حضرت سبب می شود تا نفاق عده ای آشکار شود و ایمان حقیقی محبان و شیعیان واقعی امام(ع) در کوره ولایت امام غایب(عج) از ناخالصی ها و دورویی ها و سست مایه ها جدا و پاک شود، و در یک کلام مؤمن از منافق معلوم گردد.

 جعفر جعفی گوید: به امام باقر(ع) عرض کردم: فرج شما کی خواهد رسید؟ فرمودهیهات، هیهات! فرج، نخواهد رسید تا شما غربال شوید(و سه بار تکرار فرمودند) و افراد آلوده بروند و افراد پاک و مخلص باقی بمانند2

 و نیز موسی بن جعفر(ع) فرمودندهنگامی که پنجمین فرزند امام هفتم غایب شد، مواظب دین خویش باشید، تا مبادا کسی شما را از دین خارج کند! ای پسرک من! برای صاحب الامر به ناچار غیبتی خواهد بود، بطوری که عده ای از مؤمنین از عقیده خود برمی گردند، همانا خدا به وسیله غیبت، بندگانش را «امتحان» می نماید3

 2 ـ بیعت نکردن با ستمکاران : در روایات متعددی، یکی از علل غیبت امام(ع) عدم بیعت با کسی، بیان شده است. حسن بن فضال می گوید: علی بن موسی الرضا(ع) فرمود: گویا شیعیانم را می بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم(امام عسکری) در جستجوی امام خود همه جا را می گردند اما او را نمی یابند. عرض کردم: به چه دلیل؟ فرمود: زیرا امامشان غایب می شود، عرض کردم: چرا غایب می شود؟ فرمود: برای اینکه وقتی با شمشیر قیام نمود بیعت کسی در گردنش نباشد.4

 3 ـ ترس از گزند دشمنان : گفته شد که با تولد مهدی موعود(عج) همه ستمگران و ظالمان به وحشت افتادند، و از آنجا که مرگ و انقراض حکومت ظالمانه و اعمال غیر انسانی خود را در دست پرتوان امام(ع) می دانستند و می دانند، لذا جان امام مهدی(عج) تهدید می شود، به همین خاطر در روایات یکی دیگر از علل غیبت، حفظ جان حضرتش از تعرض و گزند دشمنان ذکر شده است؛ چنانکه زراره بن اعین از امام صادق(ع) روایت کند که فرمود :  ای زراره! قائم ما ناچار از این است که غیبت کند. عرض کردم: برای چه؟ فرمود: از جان خود بیم و ترس دارد. پس حضرت با دست به شکم خود اشاره کرد.5

 البته بدیهی است که این تماس با عدم اراده خداوند به ظهور آن حضرت توأم است، وگرنه او نیز مانند پدران بزرگوارش از کشته شدن در راه خدا ترسی ندارند.

 شیخ طوسی(ره) می نویسد: هیچ علتی مانع از ظهور آن حضرت نیست، جز اینکه می ترسد کشته شود. زیرا اگر جز این بود، جایز نبود که پنهان شود بلکه ظاهر می گشت و هرگونه ناراحتی و آزاری را متحمل می شد. زیرا مقام رفیع امامان و همچنین انبیای عظام و بزرگواری آنها، به واسطه ناملایماتی بود که در راه دین خدا متحمل می شدند.6

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جواد  |